|
دلم سینما می خواهد. وقتی که هوا سرد است. بعد هم یک کافه گرم شلوغ اما آرام. از آن کافه ها که یادش بخیر. کمی دود،ا ندکی بحث و کل کل در باره فیلم نامه ،موسیقی، ... آن نگاه های روشن ناباور ... و زندگی یی که جریان داشت ...
زندگی کردن را صرف کنید : می خراشم می خراشی می خراشد می خراشیم می خراشید می خراشند ...
شیرینی ها رو که دیدم یاد تو افتادم که شبا وقتی می شینیم پای تی وی یهو می گی کاش شیرینی داشتیم با چایی می خوردیم... شیرینی هارو که دیدم ذوق کردمو ... تو هم خوب زدی تو ذوقم
گفتی "این لینک را همیشه باز می گذارم تا هرچه را که بنویسی
بلافاصله بخوانم..." اینجا را بخوان.از اینکه مشتری پرو پا قرص دلتنگی هایم باشی
خوش دل می شوم... اما... اما پیش از آن مرا بخوان. خودم را که هر روز با صداهایی کودکانه ، با سادگی هایی آگاهانه
، با خنده هایی هر چند کوتاه ، لحظات زندگی را برایت به تکه هایی قابل تحمل تر بدل می کنم. خودم را بخوان ،من که روز های جوانی ام را به حراج تجربه هایت گذارده ام .........
می خواستم پاکش کنم.وبلاگ رو می گم.کامنت های آشنا دیدم و دلم نیومد. كاش امروز 30 خرداد 77 بود. از سه ماه ديگه با هم ميشديم........... با هم شدیم و تمام شد. انگار اون روزها تنها روزایی بود که اشتباه نمی کردیم. دلتنگی هم دیگه فایده نداره. فقط عذابم رو بیشتر می کنه
تصویری که امروز عصر دیدم هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه............. هیچ وقت ..........
اینجا تنها جایی که فقط مال خودمه.هرچی دلم بخواد می نویسم.دلتنگیهام رو بیشتر.داشتم آلبوم فیس بوک یکی از دوستای قدیمیم رو می دیدم .(دوستی که چند سالی میشه از نزدیک ندیدمش.)که یهو یکی از عکسای خودم رو دیدم.حدود 6سال پیش بود...دلم گرفت
همه باورهام رو یک بار دیگه دوره کردم.... |
About
"سنجاقکی" هستم. Archivesدی 1390آذر 1390 تیر 1390 فروردین 1390 مهر 1389 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 Links
نه و سیزده دقیقه |